اون خورشید منه!
· ·
بازهم تورا دیدم، وقتی با لبخند به من مینگری.
هرگاه که تورا میبینم آن طور که به دنیای تیره و تارم نور میبخشی، با خود زمزمه میکنم:
«پس اون...
اون خورشید منه!»
اما گاه با خود فکر میکنم:
«آیا من هم برای او
خورشیدی برای زندگیاش هستم؟
یا فقط شانهای برای گریه هایش؟»