•  عاشق نشو!
  • چطور از من میخواهی عاشق او نشوم؟
  •  اغراق میکنی، مگر او می‌تواند چطور باشد؟ 

     

  • آه بگذار برایت بگویم

از زیبارویم

چشمانش؛ مانند قهوه، اما شیرینی زندگی‌ام

لبخندش؛ کوچک و زیبا، انقدر زیباست که شاید فکر کنی در دنیایی دیگر به سر میبری

موهایش؛ اگر از موهایش برایت بگویم، مرا ضمانت میدهی که عاشق آن موهای پریشانش نشوی؟

صحبت کردنش؛ ای‌کاش می‌توانستم تا سال ها فقط به صدایش گوش دهم

آن صدایی که گوش هایم را نوازش میکند

قلبش؛ از آب پاک تر، از آسمان و دریا بزرگ‌تر، از هر قلبی مهربان تر

نگاهش؛ در نگاهش چیزی جز زیبایی، عشق و پاکی نمی‌بینم

او؛ او فرشته‌ی زندگی‌ام است، فرشته‌ی نجاتم، زیباترینم

  • اوه...